راز ویدیوی معروف پاگنده پس از نزدیک به شش دهه برملا شد: همهچیز ساختگی بود
ویدیوی ۵۹ ثانیهای و نمادین سال ۱۹۶۷ که دههها بهعنوان قویترین مدرک از وجود موجودی افسانهای موسوم به «پاگنده» (Bigfoot) شناخته میشد، سرانجام با دستیابی به اسناد آرشیوی تازه بهطور قطعی جعلی و ساختگی از آب درآمد.
این ویدیوی تاریخی ۱۶ میلیمتری که در ۲۰ اکتبر ۱۹۶۷ توسط «راجر پترسون» در شمال کالیفرنیا ثبت شده بود، موجودی انساننما، درشتهیکل و پوشیده از مو را نشان میداد که در میان درختان قدم میزند و برای لحظهای کوتاه به دوربین نگاه میکند. این تصاویر که از شناختهشدهترین فیلمهای آماتوری تاریخ به شمار میرفت، طی نزدیک به ۶۰ سال جامعه علمی، علاقهمندان به پدیدههای ناشناخته و حتی دادگاههای افکار عمومی را به دو قطب مدافعان سرسخت و منتقدان تبدیل کرده بود.
در طول دهههای گذشته، حتی برخی کارشناسان دانشگاهی و طراحان جلوههای ویژه ادعای اصالت آن را مطرح میکردند؛ برای مثال، پروفسور «جف ملدروم» استاد آناتومی در دانشگاه ایالتی آیداهو مدعی بود که الگوهای حرکتی و عضلات بدن موجود حاضر در این فیلم نشاندهنده یک پستاندار واقعی و مونث است. همچنین برخی چهرهپردازان هالیوود در آن زمان باور داشتند که در دهه ۱۹۶۰ میلادی چنین فناوری پیشرفتهای برای تولید لباسی به این دقت و طبیعیبودن وجود نداشته است. پترسون نیز با تکیه بر این فیلم ۵۹ ثانیهای به یک چهره مشهور تلویزیونی تبدیل شد، تورهای نمایش پولی راه انداخت و توانست ثروتی میلیونی (با ارزش امروزی) کسب کند.
کشف ویدیوی گمشده؛ اثبات تمرین برای خلق ویدیوی پاگنده
با وجود سالها گمانهزنی و تلاش برای بررسی علمی یا رد این فیلم، کشف جدید یک نگاتیو گمشده ۱۶ میلیمتری مربوط به سال ۱۹۶۶ (یک سال پیش از ثبت ویدیوی اصلی) حقیقت پشت پرده را روشن کرده است. این یافته که در قالب مستندی با نام «بهدامانداختن پاگنده» (Capturing Bigfoot) فاش شده، حاوی تصاویری است که نشان میدهد پترسون پیش از خلق فیلم نهایی، مراحل تمرین این صحنهسازی را با یکی از همکاران خود به نام «باب هیرونیموس» ضبط کرده بود.

شواهد فیزیکی همراه این یافته، از جمله نحوه راه رفتن هیرونیموس و اعترافاتی درباره نگهداری کتهای پوستی دستدوم در کارگاه خانگی پترسون، رسماً تایید میکند که موجود مشاهدهشده در فیلم، انسانی در لباسی دستساز بوده است.
با انتشار این مدارک مستند، ویدیوی سال ۱۹۶۷ نیز سرنوشتی مشابه مواردی چون عکس سال ۱۹۳۴ هیولای لاخنس (Loch Ness) پیدا میکند که سالها بعد فاش شد با چسب چوب و یک زیردریایی اسباببازی خلق شده بود. این بررسی نشان میدهد چگونه یک صحنهسازی هوشمندانه توانست برای نزدیک به شش دهه باور عمومی و حتی محافل دانشگاهی را به تسخیر خود درآورد.
