بررسی دادههای مربوط به رفتار کاربران بازار رمزارز در ایران، تصویری متفاوت از کلیشههای رایج درباره این حوزه نشان میدهد. برخلاف تصوری که رمزارز را صرفا به معاملهگران حرفهای، جریانهای سفتهبازانه یا گروههای خاص نسبت میدهد، آمارها از حضور گسترده کاربران عادی، سرمایههای خرد و مشارکت جغرافیایی متنوع در این بازار حکایت دارد. بعضی آمارها حکایت از این دارد که بیش از ۲۰ میلیون ایرانی تجربه خرید رمزارز داشتند.
آخرین دادههای آماری نشان میدهد میانه نخستین واریز ریالی در یکی از صرافیهای شاخص رمزارز در ایران طی یک سال اخیر، ۲.۵ میلیون تومان است و در مجموع میانه واریز ریالی کاربران این صرافی فقط ۴ میلیون تومان است. در عین حال حدود ۴ میلیون نفر از کاربران این صرافی کمتر از ۵۰ میلیون تومان موجودی دارند. این اعداد بیش از آنکه نشانه ورود سرمایههای بزرگ و سازمانیافته باشد، از رفتاری شبیه پسانداز، آزمون ابزار مالی جدید و تلاش برای تنوعبخشی به داراییهای خُرد خبر میدهد.
در سطح سفارشها نیز تصویر مشابهی دیده میشود. بررسی میانه مبلغ سفارشها در بیش از ۲۰۰ بازار رمزارزی نشان میدهد میانه عمومی سفارشها حدود ۴.۳ میلیون تومان بوده است. همچنین در یکچهارم رمزارزها، میانه سفارشها کمتر از حدود ۳.۴ میلیون تومان و در سهچهارم آنها کمتر از حدود ۵.۶ میلیون تومان است. به بیان دیگر، بخش مهمی از فعالیت کاربران در محدوده ارقامی انجام میشود که با الگوی سرمایهگذاری خُرد سازگار است، نه با رفتار بازیگران بزرگ مالی. این اعداد، نکته مهمی را روشن میکند. اینکه بخش اصلی بازار رمزارز در ایران نه در اختیار معاملهگران الگوریتمی یا بازیگران پیچیده مالی، بلکه در دست کاربران عادی است؛ کاربرانی که با مبالغ محدود وارد میشوند، دارایی نگه میدارند، بخشی از پسانداز خود را جابهجا میکنند یا از رمزارز بهعنوان یکی از گزینههای حفظ ارزش دارایی استفاده میکنند.
حضور زنان و توزیع جغرافیایی کاربران
دادهها همچنین نشان میدهد بیش از ۳۰ درصد کاربران این بازار در ایران را زنان تشکیل میدهند. نسبتی که همواره در سالهای اخیر رو به افزایش بوده. هرچند این نسبت هنوز با مشارکت برابر فاصله دارد، اما نشان میدهد رمزارز در ایران صرفا یک بازار مردانه یا محدود به گروههای فنی نیست و بهتدریج در میان اقشار مختلف اجتماعی جای خود را باز کرده است. از منظر جغرافیایی نیز کاربران فقط در تهران متمرکز نیستند. البته تهران در صدر قرار دارد، اما استانهایی مانند خراسان رضوی، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و خوزستان نیز سهم قابل توجهی در کاربران رمزارز صرافیهای ایرانی دارند. این پراکندگی نشان میدهد مواجهه با رمزارز، پدیدهای محدود به پایتخت یا طبقه خاصی از کاربران نیست.
رمزارز بهمثابه واکنش مالی خانوارها
در اقتصادی که خانوارها با نوسان ارزش پول، کاهش قدرت خرید و محدودیت ابزارهای متنوع سرمایهگذاری روبهرو هستند، طبیعی است که بخشی از جامعه به سراغ گزینههای تازه برای نگهداری ارزش دارایی برود. رمزارزها در چنین زمینهای برای بسیاری از کاربران، نه یک انتخاب ایدئولوژیک و نه یک رفتار سیاسی، بلکه بخشی از جعبهابزار مالی روزمرهاند.
کاربرانی که با نخستین واریزهای کمتر از ۵ میلیون تومانی وارد میشوند، بیش از آنکه تصویر یک سرمایهگذار و سوداگر بزرگ را تداعی کنند، به خانواری شبیهاند که میخواهد بخشی از پسانداز خود را در برابر تورم و کاهش ارزش پول ملی محافظت کند. چنین رفتاری را میتوان در کنار خرید طلا، ارز، صندوقهای سرمایهگذاری یا سایر داراییهای جایگزین فهمید؛ با این تفاوت که رمزارزها دسترسی دیجیتال، نقدشوندگی سریعتر و امکان ورود با مبالغ خردتر را فراهم کردهاند.
فلسفه داراییهای غیرمتمرکز
بیتکوین و بسیاری از رمزارزهای غیرمتمرکز اساسا با ایده کاهش وابستگی دارایی مالی به نهادهای متمرکز شکل گرفتند. اهمیت این فناوری در آن است که امکان مالکیت، انتقال و نگهداری دارایی را برای افراد بیشتری فراهم میکند؛ بدون آنکه دسترسی به آن صرفا در اختیار گروهی خاص، سرمایهگذاران بزرگ یا صاحبان کانالهای مالی پیچیده باشد. این ویژگی، رمزارز را به یکی از مصادیق دموکراتیزهشدن داراییهای مالی تبدیل کرده است. دموکراتیزهشدن به معنای پایین آمدن آستانه ورود، کاهش نیاز به واسطههای متعدد و فراهم شدن امکان مشارکت مالی برای شهروندان عادی است. دادههای موجود از بازار ایران نیز همین موضوع را تایید میکند که اکثریت کاربران فعال این حوزه با سرمایههای محدود وارد میشوند و رفتار آنها بیش از آنکه نشانه خروج از نظم مالی باشد، نشانه جستوجوی ابزارهای تازه برای مدیریت دارایی شخصی است.
دسترسی به ابزارهای مالی نوین، بخشی از نیازهای طبیعی شهروندان در اقتصاد امروز است. همانطور که افراد حق دارند میان سپرده بانکی، صندوق سرمایهگذاری، سهام، طلا یا ارز انتخاب کنند، دسترسی آگاهانه و امن به داراییهای دیجیتال نیز میتواند بخشی از حق انتخاب مالی آنها باشد.
در مجموع باید گفت آمارهای موجود نشان میدهد رمزارز در ایران از سطح یک پدیده حاشیهای عبور کرده و به بخشی از رفتار مالی روزمره بخشی از جامعه تبدیل شده است. تعداد بالای کاربران، اندازه نسبتا خرد واریزها و سفارشها، حضور زنان و پراکندگی استانی کاربران، همگی نشان میدهد این بازار بیش از آنکه متعلق به گروهی خاص باشد، به زندگی مالی شهروندان عادی گره خورده است.

