دو نمایشگاه، یک اکوسیستم؛ چرا همافزایی قربانی رقابت نهادی شده است؟
هفته گذشته الکامپ از ۹ تا ۱۲ شهریور برگزار شد؛ نمایشگاهی که با وجود غیبت معنادار اپراتورهای اول و دوم و بسیاری از شرکتهای بزرگ، توانست استقبال قابلتوجهی از سوی مردم جلب کند. غیبت خارجیها نیز، در شرایط تحریم، ناامنی منطقهای و دشواریهای پروازی، چندان دور از انتظار نبود.
اما مسئلهای که شاید بیش از ضعیف شدن الکامپ به چشم آمد، چندپارهشدن ویترین فناوری کشور بود.
از ۱۱ شهریور، همزمان با دو روز پایانی الکامپ، نمایشگاه اینوتکس نیز در پارک فناوری پردیس آغاز شد؛ رویدادی مهم در حوزه نوآوری، فناوری و سرمایهگذاری که مخاطبان، شرکتها، مدیران دولتی و رسانههای مشترک فراوانی با الکامپ دارد. این همزمانی، در وضعیتی که منابع مالی، توان مدیریتی، توجه رسانهای و حتی تعداد شرکتهای توانمند محدود است، نشانه فقدان یک نگاه یکپارچه به اکوسیستم فناوری است.
در این میان، نحوه حضور مدیران ارشد دولتی نیز این برداشت را تقویت کرد که میان نهادهای متولی فناوری اطلاعات، اقتصاد دیجیتال و نوآوری، نوعی مرزبندی و رقابت پنهان نهادی وجود دارد. وزیر ارتباطات در الکامپ حاضر شد و به اینوتکس نرفت و در مقابل، معاون علمی رئیسجمهور تمرکز خود را بر اینوتکس گذاشت و در الکامپ حضور نیافت. هرچند حضور معاون وزیر ارتباطات در اینوتکس را میتوان اقدامی برای حفظ ارتباط میان دو رویداد تلقی کرد، اما پیام کلی این تقسیم حضور، مطلوب نبود.
ممکن است برای هرکدام از این تصمیمها توضیح اجرایی و برنامهای وجود داشته باشد؛ اما در فضای عمومی، چنین چیدمانی بهراحتی به «یارگیری» میان نهادهای دولتی تعبیر میشود. و مسئله دقیقاً همینجاست: حتی اگر رقابت و لجبازی آگاهانهای در کار نباشد، نتیجه رفتاری که چنین تصویری میسازد، همانقدر برای اکوسیستم زیانبار است.
سؤال ما این است که برگزاری همزمان دو رویداد بزرگ فناوری و اقتصاد دیجیتال، به نفع چه کسی است؟ شرکتهای کوچک و متوسطی که باید میان دو نمایشگاه، نیرو، بودجه و تمرکز خود را تقسیم کنند؟ استارتاپهایی که برای دیدهشدن، ناچارند میان مخاطبان، سرمایهگذاران و مدیران تصمیم بگیرند و یکی از دو رویداد را انتخاب کنند؟ رسانههایی که پوشش عمیق هیچکدام از رویدادها برایشان ممکن نیست؟ یا بازدیدکنندگانی که باید میان تهران و پردیس در رفت و آمد باشند؟
الکامپ و اینوتکس میتوانند مکمل هم باشند، نه رقیب هم. یکی ویترین بزرگ صنعت فناوری اطلاعات، ارتباطات، خدمات دیجیتال و بازار فناوری است و دیگری نقطه اتصال نوآوری، سرمایهگذاری، فناوریهای نو و شرکتهای دانشبنیان. اما مکملبودن زمانی معنا دارد که تقویم، سیاستگذاری و حضور مدیران نیز مکمل و هماهنگ باشد؛ نه اینکه دو رویداد در یک بازه زمانی، برای جلب توجه یک اکوسیستم محدود با هم رقابت کنند.
نشانههایی از این رقابت نهادی را پیشتر هم در بحث تولیگری هوش مصنوعی دیدهایم؛ رقابتی میان نهادهایی که هر کدام بخشی از ظرفیت، مأموریت و مسئولیت این حوزه را در اختیار دارند، اما گاه بهجای طراحی یک مدل همکاری روشن، درگیر تعیین قلمرو میشوند. شاید امروز این اختلاف کمتر از گذشته به چشم بیاید، اما آثار آن در رفتارها و پیامهای نمادین همچنان قابل مشاهده است.
اقتصاد دیجیتال ایران در شرایطی نیست که بتواند هزینه موازیکاری، رقابت و تشتت در سیاستگذاری را بپردازد. تحریم، محدودیت ارتباطات بینالمللی، تورم، دشواری تأمین زیرساخت و هزینههای کمرشکن نمایشگاهی بهاندازه کافی مسیر این اقتصاد را سخت کرده و در چنین وضعیتی، از وزارت ارتباطات و معاونت علمی ریاستجمهوری انتظار میرود نقش پشتیبان کل اکوسیستم را ایفا کنند، نه حامی یک بخش در برابر بخشی دیگر.
راهحل نیز پیچیده نیست. تقویم رویدادهای بزرگ فناوری را میتوان با هماهنگی نهادهای متولی، بخش خصوصی و برگزارکنندگان تنظیم کرد و در این مسیر، شرکت سهامی نمایشگاهها نیز باید نقش حمایتگر و تسهیلگر خود را به درستی ایفا کند. همچنین حضور مدیران ارشد در رویدادها باید پیامی از حمایت فراگیر ارسال کند، نه مرزبندی سازمانی، و مهمتر از همه، نهادهای مسئول باید بپذیرند که توسعه فناوری با تقسیم و تصاحب ویترینها اتفاق نمیافتد.
